اهمیت و قلمرو مطالعات تاریخی آموزش و پرورش

اهمیت و قلمرو مطالعات تاریخ آموزش و پرورش

هدف از مطالعه تاریخ آموزش و پرورش این است که ضمن آشنایی با دیدگاه ها و شیوه های تربیتی که نیاکان ما در شیوه تعلیم و تربیت فرزندان خویش به کار بسته اند، میفهمیم که در این سرزمین کهنسال طی تاریخ پر فراز و نشیب در امر پرورش استعدادها و نیروهای اخلاق و متفکر ، چه تدابیر و اقدامات تربیتی به عمل آمده است که فرزندان بزرگ و توانایی چون: رازی ، فارابی ، بوعلی سینا ، خوارزمی ، خیام ، سعدی و... پرورده شده اند.

علاوه بر آن ، از طریق بررسی پیشینه فرآیند تعلیم و تربیت کشورمان ، میتوان به شناسایی عواملی که در کسب پیروزی های علمی در برخی از دوره ها و دلایل رکود فعالیت های فرهنگی و علمی و ظهور ننمودن چهره های درخشان که در برخی دیگر از زمانها موثر بوده اند، بپردازیم؛ در پرتو چنین شناختی میتوان رویدادهای تربیتی و مسائل کنونی آموزش و پرورش کشورمان را که ریشه در گذشته های دور و نزدیک دارد، به گونه ای عینی و علمی نقد و بررسی کرد.

میهن ما، یکی از مراحل مهم و اساسی و حساس خود را در زمینه توسعه آموزش و پرورش میگذراند. بدیهی است ، به موازات توسعه این نهاد ، باید باید به سیر تحولات آموزش و پرورش توجه کنیم که بسیار ضروری است.

هرگونه اقدام در جهت اصلاح و بهبود امور فرهنگی ، به بررسی و مطالعه سوابق امر نیازمند است، در غیر این صورت نمیتوان تصمیم عاقلانه ای اتخاذ کرد. آگاهی از سوابق فعالیت های فرهنگی ، قسمتی از تاریخ آموزش و پرورش است. و آگاهی از اوضاع کنونی آموزش و پرورش بدون اطلاع از کوشش های نیاکان ما، در جهت استقرار سازمان های عمومی آموزشی، تدوین قوانین و نشر عقاید تربیتی در جهت رسیدن به آرمانه ای تربیتی ، امکان ندارد. بدون آگاهی از رویدادهای آموزش و پرورش دیروز ، شناخت ویژگی های نظام آموزشی امروز، و مسائل مربوط به آن ممکن نخواهد بود.

همچنین شناخت مجاهدت های گروهی از علما و مربیان ایرانی چون: فردوسی، امام محمد غزالی، سعدی و ... ، که به گواه تاریخ آموزش و پرورش سهم بسزایی در ترویج تمدن و فرهنگ این سرزمین داشته اند و حتی در مقابل هجوم اقوام بیگانه، مدافع میراث ادبی ، فرهنگی ، ذوقی و هنری بوده اند؛ میتواند در تقویت فرهنگ قدر دانی موثر افتد.

هدف بعدی مطالعه تاریخ آموزش و پرورش، آگاهی از دشواری هایی است که کشور در راه ساختن و اجرای برنامه های اصلاحی آموزش و پرورش در طول تاریخ خویش با آن رو به رو بوده است. که باعث شناخت عوامل باز دارنده در این مسیر و آگاهی از اقدامات اعمال شده و نکات مثبت و منفی آنها میشود. و با دسترسی به این موضوعات، میتوان برنامه ریزی و اصلاحات آموزشی بهتری انجام داد.

        منابع:

  1. آقازاده، احمد ، آرمند، محمد ،تاریخ آموزش و پرورش ایران ،سمت،1392 .
  2. صدری افشار، غلامحسین، سرگذشت سازمان ها و نهادهای علمی آموزشی در ایران، وزارت علوم و آموزش عالی، 1354.
  3. صفوی، امان الله ، تاریخ آموزش و پرورش ایران و اسلام، راهگشا،1372.

تعریف تاریخ آموزش و پرورش

تعریف تاریخ آموزش و پرورش

فرآیند تربیت یا آموزش و پرورش تابع زمان و مکان است و شرح تحولات رویدادهای تربیتی و فرهنگی که طی ادوار مختلف تاریخی، با توجه به تحلیل عواملی که در شکل گیری آن موثر بوده، موضوع دانش نوینی شد که نام تاریخ آموزش و پرورش یا تاریخ فرهنگ و تربیت به خود گرفته است. واژه تاریخ هم به جریان حوادث گذشته و هم به علم به این جریان اطلاق میشود. علم تاریخ را میتوان شناخت حوادث گذشته و تحول آنها به نحو منظم تعریف کرد. اگر موضوع، مطالعه آموزش و پرورش باشد، این نوع مطالعه و بررسی ، تاریخ آموزش و پرورش نام دارد.

بنابراین ، موضوع این مطلب ، تاریخ آموزش و پرورش است؛ چون در این ، مطالبی گفته میشود که در دوره های تاریخ مختلف توسط نهاد ها و موسسات آموزشی در تربیت فردی و شخصیت اجتماعی ایرانیان تاثیر گذاشته و در قرن ها، افراد دارای این ویژگی ها را به عنوان افراد ایرانی از همدیگر از لحاظ آداب و رسوم ، عقاید و افکار مذهبی، سیاسی ، رفتار فردی و ملی، شخصیت اجتماعی، فضائل اخلاقی، مهارت های شغلی و ... جدا کرده است.

هم زمان با وقوع انقلاب 1324قمری در کشورمان و به قدرت رسیدن مشروطه خواهان، به طور موقت بساط خودرای بودن حاکمان برچیده شد. در نتیجه ، شرایط اجتماعی متفاوتی به وجود آمد.مجالس سخنرانی آزاد در ناط مختلف کشور برپا شد. انجمن های فرهنگی، انتشار روزنامه، و ایجاد مدارس و مراکز جدید آموزشی، کهتا قبل از آن زمان، به آن شکل وجود نداشت ایجاد شد و فعالیت های آموزشی رسمی، نیمه رسمی وغیر رسمی افزایش یافت و الگوهای تربیتی دچار تغییرات اساسی شد.

از ویژگی های بارز مطالعات تاریخی در باره آموزش و پرورش ، میتوان به اهتمام در شناسایی، طبقه بندی و تجزیه و تحلیل مراتب شکل گیری رویدادهای تربیتی، طی دوره های مختلف تاریخی یک ملت یا ملل مختلف اشاره کرد. در گذشته، بررسی این مباحث بسیار کم بود و به برخی از پدیده های تربیتی یک یا چند کشور که با هم تعاملات م مبادلات فرهنگی ، اجتماعی ، اقتصادی، سیاسی را داشتند، محدود میشد. ولی اززمانی که این مطالعات تاریخی ، جنبه جهانی پیدا کرد و به ارتباط آموزش با عقاید و آرای تربیتی و نیروهای بنیادی تاریخی، اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی و نیروهای موثر در هرکشور پرداخت، این موضوعات گسترش یافت و بر ضرورت مشارکت دانشمندان علوم تربیتی و علوم اجتماعی، محققان آموزش و پرورش تطبیقی و بیت الملل و جامعه شناسانتربیتی در تالیف و تدوین کتاب و آثار علمی در سیر تحولات تاریخی آموزش و پرورش تاکید شد.

با این روش ، مسائل مورد بررسی در این حیطه، افزایش یافت و متنوع شد و در ایجاد دانش نوینی به نام تاریخ آموزش و پرورش جهان، که امروزه از معتبر ترین رشته های تحصیلی در دانشگاه های معروف جهان است، موثر واقع شد.

    منابع:

  1. آقازاده،احمد ، آرمند،محمد ، تاریخ آموزش و پرورش ایران ،تهران،سمت ، 1392.
  2. صفوی،امان الله ، تاریخ آموزش و پرورش ایران ، رشد ، 1383.
  3. ضمیری، محمدعلی ، تاریخ آموزش و پرورش ایران و اسلام ، راهگشا ، 1372.

وابستگی آموزش و پرورش با فرهنگ جامعه

وابستگی آموزش و پرورش با فرهنگ جامعه و تعامل بین آنها

واژه فرهنگ کولتور به زبان فرانسه و کالچر به زبان انگلیسی از فعل colere در عرف علوم اجتماعی به مجموعه پیچیده از معرفت، عقاید ، هنر، اخلاقیات، قوانن، آداب و همه قابلیت ها و عادات دیگری گفته میشود که انسان به عنوان عضوی از جامعه، آنها را از طریق تربیت فرهنگی می آموزد. تربیت فرهنگی در توسعه فرهنگی و حفظ و حراست از آن به عنوان مواریث فرهنگی و سرانجام ، انتقال آن از نسل بالغ و قدیم به نسل جدید، نقشی بسیار موثر دارد.

باید اذعان نمود که جامعه به وسیله میراث اجتماعی یا میراث فرهنگی با فرهنگ خود، از طریق نهاد تربیتی به انسان حیات اجتماعی فرهنگی میبخشد و افراد را به رنگ خود در می آورد و رفتارهایی از اجتماع را در او پرورش میدهد.

کلمه فرهنگ در روزگار ما معانی بسیار وسیعی به خود گرفته است.

تیلور، فرهنگ را در معنی آموخته های جامعه که از طریق دستگاه تربیتی حاصل میشود، به کار میبرد و اعتقاد دارد: انسان به وسیله فرهنگ جامعه خود، موجودی اجتماعی میشود و با مردم اطراف خود ، از صدها جهت همرنگی و هماهنگی می یابد ؛ و از مزدم جوامع دیگر متفاوت و مشخص میشود، به سخن دیگر میتوان گفت فرهنگ عصاره زندگی اجتماعی است و در تمام افکار ، امیال، الفاظ و فعالیت های ما، منعکس میشود. حتی در حرکات خفیف هره هم ار دارد. 

انسان به اتکای تربیت فرهنگی ، خود را از طبیعت میرهاند و در پرتو سازگاری اجتماعی ، رفتار خود را با فرهنگ جامعه منطبق میکند. انسانی که با فرهنگ جامعه خود سازگار باشد، بر زندگی مسلط خواهد بود.

منابع:

  1. آقازاده،احمد ، آرمند،محمد ، تاریخ آموزش و پرورش ایران، سمت.
  2. پهلوان،چنگیز ، فرهنگ و برنامه ریزی ، پژوهشکده علوم ارتباطی و توسعه ایران، 1389
  3. اگ برن و نیم کوف ، زمینه اجتماعی ، اقتباس از ا. ح. آریان پور، تهران:فرانکسیون، 1357

موضوع و نقش آموزش و پرورش

موضوع و نقش آموزش و پرورش

طبق نظر مارتین کارنوی، موضوع آموزش و پرورش یا تعلیم و تربیت مانند هر موضوع دیگر، به حسب آنکه در چه مرتبه ای از مراتب معرفت و در ارتباط با کدام دوره تاریخی مطرح شود، از آثار ذاتی یکی از علوم عقلی و نقلی یا تجربی قرار میگیرند. او اشاره میکند که آموزش و پرورش در هر دوره غرضی ندارد جز اینکه شکل بخشی از زمانه خود را بر ماده خام ذهن متعلمان و مربیان جاری سازد.

به گواه تاریخ آموزش و پرورش، هر قدر به گذشته باز گردیم؛ تعلیم و تربیت را به صورت یک نیاز و ضرورت جوامع بشری باز خواهیم یافت. آموزش و پرورش در سرنوشت جامعه و در مراحل باروری آن سهیم بوده و خود نیز همواره گسترش یافته است. تعلیم تربیت حامل شریف ترین آرمان های بشری بوده است و پیوندی ناگسستنی با بزرگترین پیروزی های مردان و جوامع بزرگ تاریخ بشری داشته و با درستی و صداقت سیر این تاریخ را در خود منعکس ساخته و شاهد لحظات اوج و فرود و روزهای تلاش و روزهای ناامیدی و هماهنگیها و تضادها بوده است. وجدان اخلاقی بسیاری در پرتو تعلیم و تربیت به ظهور میرسد و رشد میکند.

هرجامعه الگویی عمومی از شخصیت کامل و مطلوب افراد دارد و تعلیم و تربیت در تلاش است تا هر فرد را مطابق با آن الگوی آرمانی بار بیاورد و ویژگی هایی که لازمه بقا اجتماع است در فرد متربی بپرورد؛ و از ارزش ها و سنت هایی که حیات جامعهه به آن ها وابسته است محافظت کند.

تعلیم وتربیت نه فقط وسیله انتقال سرمایه های فرهنگی و تمدنی از نسلی به نسل دیگر است، که باعث تقویت نظام اجتماعی و حفظ ارتباط اجتماعی میان مردم زمان های مختلف میشود.

امانوئل کانت، فیلسوف مشهور آلمانی، که با دقتی خاص و عالمانه به وظایف نهاد آموزش و پرورش توجه خاصی داشته،بیان کرده:

بشر تنها با تعلیم و تربیت آدم تواند شد و آدمی چیزی جز آنچه تربیت از او میسازد ، نیست.

این پیام، برای دانش پژوهان علوم تربیتی که به دنبال درست اندیشیدن و دقت عمل درباره فهم مسائل عملی و نظری تعلیم و تربیت هستند، قابل توجه میباشد.

منابع

  1. آقازاده،احمد،آرمند، محمد،تاریخ آموزش و پرورش ایران،سمت،1392
  2. کارنوی،مارتین، آموزش و پرورش در خدمت امپریالیسم فرهنگی،ترجمه محبوبه مهاجر، امیرکبیر،1368
  3. شکوهی،غلامحسین،مبانی و اصول آموزش و پرورش،چاپ بیستم، آستان قدس، 1385

مفاهیم کلی آموزش و پرورش

معنی و مفهوم آموزش و پرورش

آموزش و پرورش یا تعلیم و تربیت، معادل واژه انگلیسی education است و در عرف،تعلیم تربیت بین المللی دارای معانی و مفاهیم گوناگون است که از دیر باز سخن بسیار درباره آن گفته شده است. از دیدگاه برخی از اندیشه ورزان و روانشناسان و صاحب نظران علوم تربیتی ، که عنایت به تربیت فردی دارند،تعلیم و تربیت به مجموعه فعالیت های هدفمندی اطلاق میشود که نهاد های آموزشی در جهت رشد طبیعی نوباوگان به گونه ای تدریجی و هماهنگ و در راستای امکانات و مقتضیات دامنه دار هر یک از آنان به عمل می آورند. به اعتقاد جامعه تعلیم و تربیت به سلسله کوشش هایی گفته میشودکه هر جامعه، از گذشته، برای نظارت و تسلط بر نسل نوخاسته، جهت رسیدن به مقاصد و آرمان های خاص، از طریق پدیدآوردن دستگاه تربیتی خویش که در برگیرنده،خانواده، مدرسه، موسسات فرهنگی، مذهبی، سیاسی، هنری و نظایر آن است، انجام میدهد. به سخن دیگر، این گروه از دانشمندان علوم اجتماعی ، بیشتر به وجه اجتماعی فرآیند تربیت اشاره میکنند و به الزامات و مطالبات فرهنگی در جهت جامعه پذیری فرد و فرهنگ پذیری وی تاکید می ورزند.

جامعه شناسان بر این اصل توجه دارند که مسئله جامعه پذیری کودکان،نوجوانان و جوانان از مهم ترین وظایف آموزش و پرورش است.البته در این موضوع اتفاق نظر دارند که چگونگی و تنوع و محتوای فرآیند به نهاد های تربیتی و اجتماعی بستگی دارد. در جوامع ساده تر ، مسئولیت های افراد پیچیدگی های زیادی ندارد.این فرآیند از طریق خانواده و مشارکت دادن فرد در فعالیت های اجتماعی انجام میشود و در جوامع پیشرفته، آموزش و پرورش رسمی این وظیفه مهم را به عهده میگیرد و مربیان ومعلمان آنها را اجرا میکنند و از این جهت فیلسوف آمریکایی، جان دیویی، بیش از دیگران به اهمیت مدرسه به عنوان یک موسسه اجتماعی توجه میکرد و اعتقاد داشت فرآیند اجتماعی شدن را عموما نهاد آموزش و پرورش به عهده دارد. او آموزش و پرورش را فعالیتی تلقی میکرد که به ذهن انسان نظام میبخشد و رفتار او را موافق موازین اجتماعی در می آورد.

جامعه شناس تربیتی ، دور کیم فرانسوی، اعتقاد دارد: با انتقال سنت های اجتماعی مشترک از راه زبان ، دین ، اخلاق، روم جامعه و تلقین ارزش های کلی، به تدریج فرد برای زندگی در جامعه و به عهده گرفتن تکلیف اجتماعی آماده میشود.

دستگاه تربیتی هرکشور، اهداف وآرمان های تربیتی خاصی در هر دوره تاریخی برای مردم خود در نظر دارد؛ لذا فرآیند تربیت در هر دوره شکل خاصی به خود میگیرد. مثلا هدف نیاکان ما در زمان صفویه ، این بود که فرزندان را شیعه اثنی عشری بار بیاورند.به همین دلیل مساجد و مدارس علوم دینی تاسیس کردند،و روحانیون و صاحبان معلومات دینی را مسئول تفسیر آموزه های تربیتی بزرگان اسلام کردندو کتاب های زیادی منتشر نمودند.

منابع:

  1. تاریخ آموزش و پرورش ایران،دکتر احمد آقازاده و محمد آرمند،سمت.
  2. مبانی و اصول آموزش و پرورش ، غلامحسین شکوهی، آستان قدس.
  3. دورکیم،به نقل از:تی بی ،بانومور،1355