موضوع و نقش آموزش و پرورش

طبق نظر مارتین کارنوی، موضوع آموزش و پرورش یا تعلیم و تربیت مانند هر موضوع دیگر، به حسب آنکه در چه مرتبه ای از مراتب معرفت و در ارتباط با کدام دوره تاریخی مطرح شود، از آثار ذاتی یکی از علوم عقلی و نقلی یا تجربی قرار میگیرند. او اشاره میکند که آموزش و پرورش در هر دوره غرضی ندارد جز اینکه شکل بخشی از زمانه خود را بر ماده خام ذهن متعلمان و مربیان جاری سازد.

به گواه تاریخ آموزش و پرورش، هر قدر به گذشته باز گردیم؛ تعلیم و تربیت را به صورت یک نیاز و ضرورت جوامع بشری باز خواهیم یافت. آموزش و پرورش در سرنوشت جامعه و در مراحل باروری آن سهیم بوده و خود نیز همواره گسترش یافته است. تعلیم تربیت حامل شریف ترین آرمان های بشری بوده است و پیوندی ناگسستنی با بزرگترین پیروزی های مردان و جوامع بزرگ تاریخ بشری داشته و با درستی و صداقت سیر این تاریخ را در خود منعکس ساخته و شاهد لحظات اوج و فرود و روزهای تلاش و روزهای ناامیدی و هماهنگیها و تضادها بوده است. وجدان اخلاقی بسیاری در پرتو تعلیم و تربیت به ظهور میرسد و رشد میکند.

هرجامعه الگویی عمومی از شخصیت کامل و مطلوب افراد دارد و تعلیم و تربیت در تلاش است تا هر فرد را مطابق با آن الگوی آرمانی بار بیاورد و ویژگی هایی که لازمه بقا اجتماع است در فرد متربی بپرورد؛ و از ارزش ها و سنت هایی که حیات جامعهه به آن ها وابسته است محافظت کند.

تعلیم وتربیت نه فقط وسیله انتقال سرمایه های فرهنگی و تمدنی از نسلی به نسل دیگر است، که باعث تقویت نظام اجتماعی و حفظ ارتباط اجتماعی میان مردم زمان های مختلف میشود.

امانوئل کانت، فیلسوف مشهور آلمانی، که با دقتی خاص و عالمانه به وظایف نهاد آموزش و پرورش توجه خاصی داشته،بیان کرده:

بشر تنها با تعلیم و تربیت آدم تواند شد و آدمی چیزی جز آنچه تربیت از او میسازد ، نیست.

این پیام، برای دانش پژوهان علوم تربیتی که به دنبال درست اندیشیدن و دقت عمل درباره فهم مسائل عملی و نظری تعلیم و تربیت هستند، قابل توجه میباشد.

منابع

  1. آقازاده،احمد،آرمند، محمد،تاریخ آموزش و پرورش ایران،سمت،1392
  2. کارنوی،مارتین، آموزش و پرورش در خدمت امپریالیسم فرهنگی،ترجمه محبوبه مهاجر، امیرکبیر،1368
  3. شکوهی،غلامحسین،مبانی و اصول آموزش و پرورش،چاپ بیستم، آستان قدس، 1385